تبلیغات
سیـــلـوئــــت - رویای خُنَک

سیـــلـوئــــت

...یکـــى بــود یكـــى نبـــود...

رویای خُنَک

میدونى الان کجام...یه جاى خوب،نرم، سفید،زیرباد خنک کولر...آخــــیششش... همه چى آرومه... خیالت تختِ تخت... اون بالش سفیده رو که به یادتو خریده بودم،پاره کردم... الان ذره ذره ى وجود اون به جاى تو، پاهاى منو نوازش میده...چه حس خوبیه...پاهام توى اون همه پرهاى سفید غرق شده... چندتا پرسفید میذارم روى صورتم...روى هرکدوم از چشمام،یکى.یکى رو پیشونیم، و یکى رو لبام... اینا دارن به جاى تو، میبوسنم... اما این پرها؛ اونقد نیستن که بتونن منو به جاى تو، توى آغوش بگیرن... هنوز جات خالیه گلم... هم توى قلبم هم تو آغوشم...

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر 1391 ساعت 00:42 توسط عروسكــــــــ ــــ | نظرات()